محمدتقى نورى

149

اشرف التواريخ ( فارسي )

ريخته ، به قتل « 1 » و اسر ايشان مىپرداختند و رؤساى آنها از روى اضطرار مستدعى شده ، خلاصى « 2 » اسراى خود را « 3 » درخواست مىنمودند « 4 » و اسراى چندين‌سالهء قزلباشيه كه در بلخ و « 5 » بخارا به ذلّ رقيّت گرفتار بودند ، به قيمت اعلى خريدارى كرده ، در عوض اسراى خود مىدادند و مدّتها بدين و تيره ( 55 ب ) گذشته ، در هيچ‌وقت از يورش قراولان دربند و سواران لشكر فيروزمند ، خاطرجمع و فارغ نمىآسودند و هيچ‌گاه سوداى تلافى و راه خيال مكافات نمىپيمودند و پيوسته متزلزل و پريشان‌دل مىزيستند . « 6 » در بيان وقايع سال ميمنت مآل سيچقان ئيل فرخنده دليل « 7 » كه سال دويم حكمرانى و فرمانروايى شاهزادهء ظفر مبانى است و يورش تركمانيهء دشت قپچاق را وجههء همّت « 8 » ساختن و استمداد جنود غيبى « 9 » به استيصال فرقهء ضلال پرداختن در شب جمعه ، هشتم شهر ذى حجة الحرام سنهء 1219 ، سلطان كشورستان اقليم چارم و لشكركش جنود مسعود اختر و انجم ، والى ممالك خاور و فرمانرواى بلاد باختر ، اعنى آفتاب جهان‌تاب ، به سعادت و فيروزى و فرخندگى و بهروزى قدم ميمنت شيّم را زيب و طراز محفل منوّر حمل ساخت و در آن بيت الشرف عزّت تخت فرمانروايى را به تكيه‌گاه عزّ و جاه افراخت . عالميان را از شعشعه‌افروزى جمال بىمثال رشك ايّام وصال گردانيد و ازهار را از كف زربارش دامن دامن سونش طلاى احمر از پى نثار بر فرق آمد . گلبن و اشجار را از كارگاه زرنگارش خلاع الوان اطلس و ديباى شوشتر طراز دوش و برگرديد . نوخاستگان « 10 » گلزار بساط عيش و نشاط گسترده ، در كنار جداول و انهار جام لاله را به دور انداختند و دوشيزگان

--> ( 1 ) . مج : هميشه به . ( 2 ) . مج : « خلاصى » ندارد . ( 3 ) . ملك : « خود را » ندارد . ( 4 ) . مج : مقتضى مىبودند . ( 5 ) . مج : « بلخ و » ندارد . ( 6 ) . مج : فيروزمند طرف اطمينان نداشتند و سوداى تلافى و خيال مكافات در خاطر شقاوت مآثر مىگماشتند . ( 7 ) . مج : فرخنده دليل مسرت تحويل . ( 8 ) . مج : همت والانهمت . ( 9 ) . مج : جنود غيبى به عزم درست به . ( 10 ) . ملك : نوخواسته‌گان .